روز عرفه می رسد و هر کسی مکانی را برای خود صحرای عرفاتی می سازد ، یکی در صحرای عرفات، یکی در صحن امام حسین ، یکی در صحن امام رضا (پیام مهاجر به یاد ما هم باش)، یکی جمکران و صحن کریمه اهل بیت و..............
عرفه آمدم تا با تو سخن گویم ؛ تویی که اخرین امید رمضان از دست داده هایی ، تویی که اگر خدا ما را در تو نبخشد دیگر ......................
عرفه، خوشا به حال آنانی که تو فردا برایشان شهادت خواهی داد ، شهادت خواهی داد که اینان آمدند ، با عشق آمدند و در صحرای عرفات دور هم جمع شدند و با ذکر علمدار کربلا دنبال مولایشان گشتند .
و خوشا به حال آنانی که سعادت این را دارند که در عرفات مولایشان را ببیند و آن زمان می توانند چشم در چشم مولایشان بدوزند بدون آنکه از اعمال خود شرمنده باشند .
عرفه، تو خود میدانی که عرفات ما مسجد مادرمان است و ما زیر چادر مادرمان دور هم گرد آمده ایم و می خواهیم تک تک اجرهای مسجد فردا به جا ی تو برایمان شهادت دهند.
عرفه ، با این که گناهکاریم با عشق به حسین امدیم ، چرا که به ما گفته اند که اینجا هم همه کاره حسین است ، عرفه تو به حسین بگو و قسمش بده به شش ماهه و سه ساله اش تا مارا به انها ببخشاید .
عرفه؛ به امام زمانمان بگو ؛ بگو شرمنده ایم اگر غریبانه و ناشناس در صحرا ی عرفات پیش می رود ،
عرفه ، عرفه بگو بگو که شرمنده ایم
اللهم ارنی الطلعت الرشیده
تبلیغات 





